خاطره اولین بازی کامپیوتر

IGI-free-download

اوه اوه بعد سه ماه برگشتم
تو این سه ماه چقدر اتفاق های عجیب و غریب افتاد همین بگم که کاله نهم شد و به پلی اف نرفت تا خیال خودم نسبت به این موضوع راحت کنم
عکسی که گذاشتم پر از خاطرات تلخ و شیرینه
یک کامپیوتر با رم ۲۵۶ و گرافیک ۸ و مانیتور ۱۴ هارد ۸۰ سال ۸۴  😐

از یکی خریدیم که روش نقشه کشی کار میکرد و با این سیستم اتوکد بالا میاورد نمی دونم این چطور با این سیستم زندگی می کرد اما هر چی بود خیلی بد بود

چقدر خوب بود اولین باریکه کامپیوتر رو تو خونمون دیده بودم آخه من خیلی به مادرم اصرار میکردم که کامپیوتر بخریم

خوابیده بودم حدودا غروب بود بیدار شدم دیدم گوشه خونه کامپیوتره خیلی تعجب کردم و خیلی خوشحال شدم

داشتم از خوشحالی بال در می آوردم کلا وقتی که خیلی خوشحال میشم از تمام چشمام و صورتم شادی میزنه بیرون و مادرم اینو خیلی خوب میفهمه و از این حسم خیلی خیلی خوشحاله

من و خواهرم کامپیوتر رو روشن کردیم در اون زمان خواهرم رفته بود کلاس کامپیوتر و به عنوان مخ خونه شناخته میشد

اما نمیدونم دیگه چرا مخ نموند :))))

حدود دو ساعت داشتیم paint کار میکردیم و منم طبق معمول داشتم از ذوق داشتن کامپیوتر می مردم

من با اینکه هیچ کلاس نرفته بودم و زیان انگلیسی هیچ آشنایی نداشتم خیلی سریع کامپیوتر رو یاد گرفتم آخه من خیلی ذوق داشتم کتاب ICDL که به خواهرم برای آموزش کامپیوتر دادن رو گرفتم و از روش خوندم و یک به یک مراحل رو با هم میرفتیم دیگه من ۱۰ برابر خواهرم تو کامپیوتر استاد شده بودم و اون دیگه ته استفاده اش از پینت نقاشی بود :)))))

ته کارمون با اون کامپیوتر لعنتی کپی پیست بود و بازی پاسور و خب با اون مشخصات کار دیگه ای نمیشد انجام داد

کسی دور و برم نبود که حتی یه کمی هم از کامپیوتر بدونه یه روز یادم میاد

خونه تنها بودم و میخواستم برای کامپیوترم بازی بخرم مسافت اونجایی که باید بازی میگرفتم حدود یک کیلومتر فاصله داشت

من یه بچه هشت نه ساله با کلی ترس و لرز از خونه زدم بیرون (اصولا تو خونمون یه اصل اساسی اینه که دروازه همیشه باید بسته باشه چون کلی از لوازم ماشین پدرم تو انباری حیاطمون و خیلی گرون بود ) دروازه رو جلوش آهن گذاشتم که بسته نشه ، از دم در خونه تا فروشگاه رو مثل جت دویدم :)))) یعنی خیلی دویدم 😐

رفتم بهش گفتم یه بازی تفنگی میخوام و اونم بازی IGI 1 داد و راه برگشتی هم با ترس و لرز و شادی دویدم و رسیدم به خونه

طبق معمول بازی های تو ایران کرک شده است و باید کرکش کنی آخه من نمیدونستم کرک چیه ؟؟؟ خیلی بده که هیچی ندونی

رو جلدش نوشته بود سبک بازی : اکشن ، من و خواهرم تا یک ماه خونده بودیم سَبُک بازی :)))) اکشن و کلی کیف می کردیم که بازی سَبُکیه و میشه رو کامپیوتر نصب کرد

تو راهنمای توضیحاتش نوشته بود (کلمه به کلمه اش رو حفظم چون بالای ده هزار بار خونده بودمش ) محتویات پوشه CRACK را در محل نصب بازی کپی کنید همین یک جمله کلی ابهام داشت

پوشه کدومه ؟؟؟ CRACK چیه ؟؟؟؟ محل نصب بازی کجاست ؟؟؟؟؟

اونموقع خیلی از مواد مخدر کراک استفاده میشد و شبکه سه مستند شوکش رو نشون میداد منه خنگ هر دفعه که CRACK رو میخوندم ذهنم میرفت سمت اون :)))))

خلاصه هر طوری بود که بازی رو دستورالعمل رو انجام دادم و تموم شد

اما بازی هیچوقت اجرا نشد .

چون مشخصات سیستم من یک پنجم مشخصات مورد نیاز اون بازی بود من این واقعیت رو سه سال بعد فهمیدم و فکرشو کنید من تو این سه سال چقدر غصه خوردم که چرا بازی هایی که میخرم رو کامپیوتر اجرا نمیشه من که دستورالعمل ها رو درست میرم و هر موقع که آیکن بازی رو صفحه دسکتاپ میدیدم خون میخوردم

این باعث شد که من دیگه هیچوقت بازی نکنم و سمت بازی کردن با کامپیوتر نرم

خاطره تلخ و شیرینی بود ……

کتاب

2 دیدگاه On خاطره اولین بازی کامپیوتر

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

اسلایدر سایدبار

درباره من

درباره من

من رضا قاسم زاده هستم ، 20 سال سن دارم . در حال حاضر مشغول گذراندن دوره کارشناسی مهندسی نرم افزار از دانشگاه شمال آمل هستم و از سال 89 در زمینه طراحی و برنامه نویسی وب فعالیت می کنم. بیشتر مطالعه ام این روزا به دلیل علاقه ام به استارتاپ ها تو این زمینه انجام میشه و سعی میکنم مطالعات زیادی رو تو حوزه کسب و کارهای نوپا داشته باشم در کنار رشته تحصیلیم به نوازندگی سنتور ، گوش دادن موسیقی و تماشای فیلم نیز مشغول هستم

شبکه های اجتماعی